باور نکن

اگر کسی گفت: «من فرق تقوا و فجور یا به عبارتی خوبی و بدی را نمی‌دانم.» باور نکن!

چرا که به همه الهام گشته‌ و می‌دانند!*

پس ما هم نگوییم....

___________________________

*- سوره شمس، آیه هشتم.

(برگرفته از سخنرانی آیت الله حائری شیرازی)

  • ۲ | ۰
  • بازدید [۳۰]
  • نظرات [ ۳ ]
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    پشمک

    آن‌چنان با افتخار روزه‌خواری می‌کند، گویا پهلوانی بی‌بدیل است،

    بعید است که درونش، حس عذاب نداشته‌باشد.

    مثل پشمک، فقط باد دارد.

  • ۵ | ۰
  • بازدید [۲۹]
  • نظرات [ ۴ ]
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    دشمنی تا چه حد؟!!

    یکی از راه‌های شناخت وقاحت دشمنان داخلی اسلام، خواندن تاریخ آنان است! من از نوشتن این مطلب احساس خجالت دارم اما برای شناخت یادگاری‌ ابوبکر، عُمر و عثمان یعنی معاویه ملعون، این قضیه را می‌نویسم؛ معاویه که غیرشیعه او را دایی مسلمانان لقب داده‌اند (که ان شاءالله همگی با این دایی خود محشور شوند) تا توانسته بود اهل بیت علیهم السلام را در محدوده‌ی حکومت خود ترور شخصیتی نموده بود که نوشته زیر یکی از ثمرات فعالیت‌های او است؛

    مدائنی گوید: مردی برایم نقل کرد که در شام بودم و از کسی نمی‌شنیدم که دیگری را علی و حسن و حسین صدا کند بلکه هر که بود نامش معاویه و یزید و ولید و هشام بود، تا روزی گذرم به مردی افتاد و آب خواستم فرزندانش را علی و حسن و حسین صدا کرد، گفتم: مردم با این نام‌ها نامگذاری نمی‌کنند چطور شده فرزندانت را به این نام‌ها نامیدی؟

    گفت: من فرزندانم را به این نام‌ها نامیده‌ام که اگر به‌آنها فحش دادم در واقع به دشمنان خدا فحش داده باشم*. (نعوذ بالله)

    (لعنت خدا بر دشمنان اهل بیت علیهم السلام)

    __________________

    *-شرح نهج البلاغه ج 7 ص 159.

    برگرفته از: قصه های اسلامی و نکته های تاریخی - عمران علیزاده- ص84

  • ۸ | ۰
  • بازدید [۵۷۱]
  • نظرات [ ۲۱ ]
    • سه شنبه ۵ بهمن ۹۵

    عمر طولانی مُحال نیست

    نمی‌دونم چرا این‌همه واسه بعضی از دوستان سخته که قبول کنند امام زمان عجل الله فرجه‌الشریف عمری طولانی دارند! یه نمونه از عمرهای طولانی حضرت نوح علیه‌السلام است که با خواندن حدیث‌زیر هم به کمی فرصت دنیا پی می‌بریم و هم به میزان عمر حضرت نوح علیه‌السلام. آخه درسته عمر طولانی غیرعادیه اما یه امر مُحال نیست که نتونیم قبولش کنیم!

    امام صادق علیه السلام فرمود: حضرت نوح دو هزار و سیصد سال در دنیا عمر کرد: هشتصد و پنجاه سال قبل از پیامبری و نهصد و پنجاه سال بعد از بعثت که در میان قوم خود مشغول دعوت و تبلیغ بود ، و پانصد سال بعد از آنکه کشتی بیرون شد و آب‌ها خشک گردید و شهرها ساخت و فرزندان خود را در شهرها سکونت داد .

    یک روز در آفتاب نشسته بود که ملک الموت نزد او آمد و گفت: السلام علیک.

    نوح جواب سلام را داد و پرسید: برای چه آمده ای ای ملک الموت!؟ گفت: برای قبض روح تو، فرمود: اجازه بده از جلوی آفتاب به سایه بروم، چون به سایه رفت، فرمود: ای ملک الموت! تمام عمری که کرده‌ام مانند این منتقل شدن از آفتاب به سایه می‌باشد، ماموریت خود را انجام بده*

    _______________________

    * روضه کافی ص 284 تاءلیف ثقة الاسلام ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی متوفای سال 328 یا 329 هجری .

    برگرفته از: قصه های اسلامی و نکته های تاریخی - عمران علیزاده- ص 83

  • ۵ | ۰
  • بازدید [۴۶۴]
  • نظرات [ ۹ ]
    • دوشنبه ۴ بهمن ۹۵