غسل جمعه در پنجشنبه

برخی دوستان، پنجشنبه‌ها غسل می‌کردند و می‌گفتند: فردا(جمعه) حال حمام رفتن نداریم و از نظر مراجع تقلید میشه پنجشنبه به‌جای جمعه، غسل جمعه رو انجام بدیم!

اما این به خاطر عدم دقت کافی هنگام خواندن مسأله شرعی است؛ من مسأله را می‌نویسم و شما به قسمت آبی رنگ دقت بفرمایید؛

غسلهای‌ مستحب‌ ‌در‌ شرع‌ مقدس‌ اسلام‌ بسیار ‌است‌ و ‌از‌ ‌آن‌ جمله‌ ‌است‌: غسل‌ جمعه‌، و وقت‌ ‌آن‌ ‌از‌ اذان‌ صبح‌ ‌است‌ تا ظهر و بهتر ‌است‌ نزدیک‌ ظهر ‌به‌ جا آورده‌ شود و اگر تا ظهر انجام‌ ندهد بهتر ‌است‌ ‌که‌ بدون‌ نیّت‌ ادا و قضا تا عصر  جمعه‌ ‌به‌ جا آورد  و اگر ‌در‌ روز جمعه‌ غسل‌ نکند مستحب‌ّ ‌است‌ ‌از‌ صبح‌ شنبه‌ تا غروب‌، قضای‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌به‌ جا آورد. و کسی‌ ‌که‌ می‌ترسد ‌در‌ روز جمعه‌ آب‌ پیدا نکند می‌تواند روز پنجشنبه‌ غسل‌ ‌را‌ انجام‌ دهد....

___________

توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید - محمدحسن بنی هاشمی خمینی- ج1- ص356 (جهت مطاله بیشتر در مورد غسل های مستحب به همین آدرس مراجعه فرمایید)

  • ۲ | ۰
  • بازدید [۴۵۸]
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • يكشنبه ۳ بهمن ۹۵

    تیزهوشی خواجه نصیرالدین طوسی

    خواجه نصیرالدین طوسی از بزرگترین علمای شیعه بوده‌است.

    در بین علما کسانی بوده‌اند که دلشان نمی‌خواست او زنده باشد زیرا که ابهت علمی و عرفانی او مجالی برای دیگران قرار نداده بود که دو کلاس سواد خود را به رخ بکشند؛ یکی از علمای درباری که ظاهرا از زخم خورده‌های مناظرات خواجه نصیرالدین بود نقشه‌ای زیرکانه برای قتل او کشید؛

    در کتاب قصص العلماء نقل شده است:

    وقتی مادر هلاکوخان مغول از دنیا رفت عالمی از آخوندهای دربار روی رشک و حسد به هلاکوخان گفت:

    در قبر، نکیر و منکر از اعتقادات و اعمال سؤال می‌کنند و مادر شما بی‌سواد است و سررشته‌ای از جواب دادن ندارد. خوب است که خواجه نصیرالدّین طوسی را در قبر همراه او کنی که بجای مادرت جواب نکیر و منکر را بگوید!

    خواجه نصیر که حیله و ترفند آن عالم دربار را یافته بود فوراً به هلاکوخان گفت: ایشان راست می گوید: امّا سؤ ال نکیر و منکر برای همه است و از شما هم سؤ ال می شود. خوب است مرا برای قبر خود نگه دارید و این عالم را همراه مادر خود در قبر کنید تا به سؤالات جواب گوید! پس هلاکوخان مغول آن عالم را همراه مادر در قبر کرد!!!*(به نظر می‌رسد قتل آن شخص بلا مانع بوده است)

    مؤمن باید زیرک باشه. 

    *برگرفته از کتاب داستان هایی از علماء - محمد تقی صرفی پور- 75

  • ۲ | ۰
  • بازدید [۴۷۹]
  • نظرات [ ۱۲ ]
    • شنبه ۲ بهمن ۹۵

    همسری قانع

    از اساتید شنیدم که علامه طباطبایی (رَحمهُ الله) هنگام وفات همسرشان به شدت گریه می‌کردند؛ علامه که در حوزه علمیه مورد انتقاد قرار داشت و از شهریه طلبگی محروم بود اما اکنون او زنده است و منتقدینش به وادی فراموشی رفته‌اند، زندگیِ فقیرانه‌ای داشت و همسر ایشان زندگی را به خوبی اداره می‌کردند؛

    خانم طباطبایی فرزند علاّمه سیّد محمّدحسین طباطبایی صاحب تفسیر المیزان نقل می کند:

    وقتی ما از تبریز به تهران آمدیم و از آنجا ساکن قم شدیم. من شش سالم بودم و دو برادر بزرگتر و یک خواهر کوچکتر هم داشتم.

    زمستان بود و با مختصرترین وسائل که فراهم شد در منزلی اجاره‌ای زندگی در قم را شروع کردیم.

    نزدیک عید شد. آن زمان‌ها هم در قم رسم بود که هنگام عید بالاخره سوهانی تهیّه کنند و شیرینی و ...

    عید بود که در منزل جمع بودیم. پدرم منتظر بود که ببیند مادرم چه می گوید.

    مادر گفت: بچّه‌ها امسال برای شما بهترین عید است. عید امسال برای شما نمونه است.

    برادرم گفت: برای چی؟

    مادرم پاسخ داد: برای این‌که امسال در کنار حرم حضرت معصومه علیها السلام هستیم. بلند شوید به حرم برویم و خدمت آن حضرت سلامی عرض کنیم.

    پدرم وقتی متوجّه شد که مادرم چنین برخوردی با روز عید کرد خیلی خوشحال شد و به مادرم گفت: جزاکِ اللّهُ خیرا ( خدا به تو پاداش خیر دهد ) انشاءاللّه عاقبتت را پروردگار ختم به خیر کند.*

    _________________

    *برگرفته از داستان هایی از علماء - محمد تقی صرفی پور- ص 61.

  • ۱ | ۰
  • بازدید [۴۴۴]
  • نظرات [ ۱۰ ]
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵

    رعایت احکام شرعی حتی هنگام شهادت

    اول این مسأله شرعی را مرور کنیم؛ 

     نجس‌ کردن‌ زمین‌ و سقف‌ و بام‌ و طرف‌ داخل‌ دیوار مسجد حرام‌ ‌است‌ و هر کس‌ بفهمد ‌که‌ نجس‌ شده‌ ‌است‌ باید فوراً نجاست‌ ‌آن‌ ‌را‌ برطرف‌ کند. و احتیاط واجب‌  ‌آن‌ ‌است‌ ‌که‌ طرف‌ بیرون‌ دیوار مسجد ‌را‌ هم‌ نجس‌ نکنند، و اگر نجس‌ شود نجاستش‌ ‌را‌ برطرف‌ نمایند...* 

    حالا این ماجرا را بخوانیم؛

    حضرت آیة اللّه ملاّمحمّدتقی از مراجع تقلید بود و در قزوین سکونت داشت. او عموی زنی بنام قرّةالعین بود. این زن که زرّین تاج نام داشت و محمّد علی باب سرکرده فرقه ضالّه بابیّت لقب قرّةالعین ( نور چشم ) به او داده بود مورد اعتراض شدید پدر و عمویش قرار می‌گیرد و این به جهت ارتباط او با محمد علی باب و یارانش بود. سرانجام از طرف باب و یارانش و قرةالعین نقشه قتل ملاّ محمّدتقی کشیده می‌شود. هر چند عدّه‌ای از نویسندگان و مورّخین معتقدند طرّاح اصلی نقشه، شخص قرّةالعین بوده است.
    شبی، بعد از نیمه‌های آن، مرحوم ملاّمحمّدتقی از منزل بیرون آمد و برای اداء نماز شب به مسجد رفت. در مسجد کسی نبود. او در محراب عبادت در حال سجده به مناجات پرداخت که ناگهان چند نفر بابی به مسجد ریختند.
    نخستین بار نیزه‌ای به پشت گردن او فرو بردند و سپس هشت زخم دیگر به بدنش وارد آوردند و فرار کردند.
    ملاّ برای رعایت نجس نشدن مسجد، کشان کشان خود را به بیرون از مسجد رساند و کنار در مسجد بیهوش شد.
    مردم باخبر شدند و او را به خانه اش بردند و ملاّ بعد از چند روز به شهادت رسید.

    مقبره او در کنار بارگاه مقدّس امامزاده حسین علیه السلام در شهرستان قزوین واقع شده و زیارتگاه مؤمنین است.

    از او بعنوان شهید ثالث نام برده می شود.**

    ____________________________

    *توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید - محمدحسن بنی هاشمی خمینی-ج1 - ص498
    **داستان هایی از علماء - محمد تقی صرفی پور- ص77



  • ۱ | ۰
  • بازدید [۴۱۹]
  • نظرات [ ۸ ]
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵